X
تبلیغات
غریب آشنا - اهميت ازدواج در اسلام

خانواده در اسلام وايران : اهميت ازدواج در اسلام

مقدمه :

در قرآن و هم چنين روايات ائمه معصومين (ع) اهميت ازدواج ديده مي شود . اولين آيه ايي که اهميت ازدواج را بيان مي کند فاَنکحوا ما طاب لکم مِن السنآء ( آيه 3سوره نساء ) مي باشد.

آن کس از زنان را به نکاح خود در آوريد که شما را نيکو و مناسب عدالت است .

((و انکحوا الاّ يامي منکم و الصاّ لحين من عبادکم )). مردان بي زن و زنان بي شوهر را به عقد ازدواج همديگر در آوريد .(آيه 36 سوره نور).

خداوند در آيات فوق تعبير انحکوا استفاده کرده است که فعل امر است فعل امر بردو چيز دلالت دارد :

1) وجوب

2) استحباب . که در اين جا حداقل نتيجه استحباب را مي توان پيدا کرد .

تأکيدات قرآن به گونه ايست که در احکام اسلامي ازدواج را مستحب مؤکد مي دانند يعني چيزي نزديک به وجوب است .

پيامبر گرامي اسلام مي فرمايند : من تَزُوَّجَ احرز نصف دينه . کسي که ازدواج کند نصف دينش را بدست آورده است .

اين روايات نشان مي دهند که ازدواج همپاي اسلام است .

بعد از اسلام بيشترين چيزي که در زندگي انسان مفيد است ازدواج است .

دلايل تأکيد اسلام به امر ازدواج عبارتند از :

1) جلوگيري از فحشا و فساد: ازدواج نياز فطري و غريزي انسان را ارضا مي کند و ناامني اخلاقي را از جامعه محو مي کند .

2) تکامل زن و مرد در کناريکديگر : تشکيل خانواده و زندگي زن و مرد در کنارهم در حقيقت وارد شدن آنها به مرحله جديدي از زندگي است . هر انساني ناگريز به ورود به اين مرحله است که موجب تکامل انسان خواهد بود .

3) سکوت و آرامش : ازدواج آرامش وصف ناپذيري به زن و مرد مي دهد . و اين امر شايد مهمترين دليل با شد، زيرا در روايات و آيات به صراحت به آن اشاره شده است .

4) تداوم نسل وتقويت روابط اجتماعي :اهتمام و تأکيد اسلام براي ازدواجبه منظور تحقق اين امر مي باشد .

چنانچه افرادي موفق به ازدواج نشوند آيا چنين جامعه ايي اشاعه فحشا و فساد دارد ؟

خير، اسلام تأکيد دارد که مسئولين جامعه سعي کنند بستر ازدواج را فراهم کنند ودر غير اين صورت عفت و پاکدامني خويش را حفظ بکنند . ازدواج مستحب مؤکد است و همپاي دين و ايمان است .

شايد مهمترين معيار در امر ازدواج بحث فقر و غناء باشد آيا فقر مي تواند عامل مؤثر و باز دارنده امر ازدواج باشد ؟

فقر و غناء امري نسبي است . در امر ازدواج منظور از فقر اين است که شخص را به حدي رسانده که نمي تواند هزينه هاي ابتدائي زندگيش را تأمين بکند . چون در اسلام مرد بايد هزينه همسرش را نيز تأمين بکند و چنانچه در صورت فقر قادر به انجام اين امر نيست پس نبايد اقدام به ازدواج و نکاح بکند .

آيا عوامل ديگري غير از فقر هم مؤثرند ؟

گفتيم که ازدواج بعد جنسي ، عاطفي و معنوي و مالي دارد . چنانچه فردي شاغل نباشد اما توانايي کارکردن را داشته باشد مي توان با او ازدواج کرد .عامل اصليازدواج در انسان همانا توکل به خداوند متعال است . و براي اين امر از آيه 33 سورهنور کمک مي گيريم که مشکل امروز جامعه ما را حل مي کند و شامل سه مطلب مي باشد : وليستعفف الذّين لايجدون نکاحاً حتي يغنيهم الله من فضله .. کساني که نکاحي نمي يابند بايد که عفت ورزند تا آنکه خدا ايشانرا غني کند . بر مبناي اين آيه فقر نمي تواند مانعي براي ازدواج باشد . البته آرامشي که در اثر ازدواج نصيب فرد مي شود ومي تواند به تفکر و انديشه بپردازد خود موجبي است براي کسب در آمد .و نکته بعدي که از آيه فوق فهميده مي شود اينست که در فقر شخص دچار نا اميدي نشود زيرا غناي موردنظر براي ازدواج را پيدا مي کند .

نکته سوم که از لحاظ اجتماعي حائز اهميت است مسئله عفيف بودن است . چنانچه کسي بدليل فقر نتوانست ازدواج کند ودر زندگي مجردي باقي ماند قطعاً بايد عفيف باشد، وپاکدامني خود را حفظ بکند .

بايد توجه نمود که موقعيت اجتماعي پايين ، مانع ازدواج نمي باشد و وظيفه دولت اسلامي اينست که زمينه هاي لازم براي ازدواج را فراهم نمايد و اختلاف طبقاتي نبايدزياد باشد .



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 | 11:9 | نویسنده : ابراهیم |